بانویی که فراموشش نخواهم کرد

سفرنامه لگازپی، فیلیپین

صبح روز موعود با بیم و امید آغاز شد. لگازپی یک ویژگی منحصر بفرد دارد که همانا یک آتشفشان بسیار بسیار زیبا و “زنده” است. وقتی به آن نگاه می‌کنیم، به راحتی به زنده بودنش پی می‌بریم. دیدن این صحنه عالی برای یک روز مهم، غنیمتی بزرگ بود!

01آتشفشان مایون (Mayon) و زیبایی منحصر بفردش

.

ماموریت اصلی آغاز شد. راس ساعت 10 در هتل ارینتال (Oriental) لگازپی حاضر شدیم. میز بزرگی با ظرفیت حدودی 70 نفر چیده شده بود و دورتادور میز وزرای گردشگری کشورهای آسیایی و مدیران ارشد UNWTO حاضر بودند. این جلسه بیست و ششمین نشست مشترک UNWTO بین کشورهای شرق آسیا و اقیانوسیه و کشورهای جنوب آسیا بود و ما به نمایندگی از بانک گردشگری در این جلسه حاضر بودیم. درست بر سر میز اصلی، دو صندلی به ما اختصاص داده شده بود. این یعنی آنکه برای نمایندگان بانک گردشگری به عنوان یکی از اعضای وابسته، ارزشی برابر با وزرای گردشگری کشورهای آسیا و اقیانوسیه قایل شده بودند. از لحاظ موقعیت مکانی، جایگاه ما روبروی میز هیئت رئیسه قرار داشت. ادامه‌ی خواندن

روزهای لندن

صبح که بیدار میشوی، نمیتوانی تصور کنی چه ماجراهایی در انتطارت هست! بیدار می شوی تا کارهایی را که از قبل برنامه ریزی کرده ای، انجام دهی. اما تمام جذابیت داستان زندگی در همین نکته است که هنوز تا صفحه امروز را نخوانده ای و ورق نزده ای، نمی توانی تصور کنی که پشت برگه امروز، چه “ماجرا”یی در انتظار توست.

IMG_0774منظره پنجره اتاق من

.

“ماجرا” برای من مهمترین بخش سفرها و حتی زندگی ام است و سپاس خدای بزرگ را که همواره ماجراهای زیبایی را برایم رقم میزند. بیشتر شیرین و البته گاهی هم تلخ! که البته این تلخی هم درگذر زمان شیرین می شود… شنبه یکی از روزهایی بود که باز هم ماجرایی دربر داشت. ادامه‌ی خواندن

جایزه ای برای گردشگری مدرن

اگر همه چیز به خوبی پیش برود، حدود 3 ماه دیگر باید برای حضور در نمایشگاه گردشگری “بازار جهانی سفر” یا همان World Travel Market که به نمایشگاه WTM مشهور شده است، به لندن سفر کنم که این سومین فرصت حضور من در این نمایشگاه و دومین تجربه حضور من به عنوان غرفه دار در آن خواهد بود. وقتی که به عنوان غرفه دار در این نمایشگاه حضور پیدا می کنی، از زمان ثبت نام تا زمان برگزاری بطور مستمر از سوی نمایشگاه، مخاطب ایمیل ها و اطلاع رسانی های مرتبط قرار می گیری. چند روز قبل که ایمیلم را چک می کردم، متوجه دریافت ایمیلی از سوی WTM شدم که در آن فرصتی جالب برای غرفه داران فراهم شده بود که در صورت تمایل در آن مشارکت کنند.

01

ادامه‌ی خواندن

چمداني به اندازه تنهايي من

وقتي كه امروز صبح (دوشنبه ١٤ اسفند ٩١) توي فرودگاه با يك چمدان مسافرتي منتظر رسيدن زمان پرواز بودم، داشتم با خودم شعر سهراب رو مرور ميكردم و در ميان ترديدهايي كه اين روزها باهاشون مواجهم، خودم رو در آستانه مسافرتي كاري-شخصي ميديدم كه حتي خود سفر هم سرشار از ترديد بود!

.

برنامه ها و هزينه هاي سفر
بازديد از يك نمايشگاه بزرگ گردشگري، يك ملاقات كاري با يك شركت گردشگري، رفتن به خونه دو دوست در دو شهر مختلف، ملاقات با يك دوست همزمان با نمايشگاه، پيگيري يك قرارداد معوق مونده، انجام يك كار بانكي كوچك و البته عكاسي، برنامه هايي است كه فكر ميكنم در طول روزهاي اين سفر رقم خواهد خورد. با احتساب ديشب تا حالا كه درگير مقدمات سفر هستم، دو شبه كه نخوابيدم و اين حسابي داره آزارم ميده. اين سفر هزينه چنداني براي من نخواهد داشت. بليط سفر رو در ازاي كاري كه چند ماه پيش كرده بودم، بدون پرداخت هيچ وجهي گرفتم و بيشتر شبهاي اقامتم رو هم در خونه دوستانم خواهم گذروند. اون دو سه شبي رو هم كه بايد جايي اقامت كنم، از Dormitory استفاده خواهم كرد كه هزينه اش در حدود ١٠ يورو خواهد بود. فكر كنم اين سفر يك ركورد از بابت كم هزينه بودن باشه؛ اونم در شرايطي كه هزينه هاي سنگين سفر، اين روزها باعث شده كه كمتر فرصت سفر كردن رو بشه فراهم كرد…

. ادامه‌ی خواندن