از اسپانیا 2

دستگاه‌هایی در پالما د مایورکا

در طول روزهای سفر به جزیره مایورکا و شهر پالما در اسپانیا، دو بار از دیدن دو دستگاهی که در فروشگاه‌های این شهر بود، بسیار لذت بردم و آرزو کردم که کاش مشابه آن‌ها در ایران هم وجود می‌داشت.

1. دستگاه توزین

در یکی از فروشگاه‌هایی که در نزدیکی محل اقامتم بود، در هنگام خرید میوه و سبزی با این دستگاه مواجه شدم. اگر تجربه خرید میوه و سبزی در فروشگاه‌های بزرگ را داشته باشید، یکی از گلوگاه‌های این فروشگاه‌ها، نقاطی است که برای توزین میوه و سبزی وجود دارد. غالبا در این نقاط صف‌هایی گاها بلند تشکیل می‌شود. من هرگاه به فروشگاه هایپراستار در تهران مراجعه می‌کنم، یکی از معضلاتم ایستادن در صف توزین میوه و سبزی است. این گاهی باعث می‌شود که حتا میوه و سبزی را از این فروشگاه تهیه نمی‌کنم و اقلام مورد نیازم را از میوه فروشی محل تهیه می‌کنم. اما وجود چند دستگاه از نمونه زیر در فروشگاه نزدیکی محل اقامت من در مایورکا، باعث شده بود که چیزی به اسم صف وجود نداشته باشد.

spain-palma de mallorca3همان‌گونه که در تصویر مشخص است، این دستگاه حجم بسیار کوچکی دارد و کار با آن نیز بسیار ساده بود. حتا شاید بتوان گفت که این دستگاه درست شبیه به دستگاه‌هایی است که مثلا در همین فروشگاه‌های هایپراستار نیز وجود دارد، با این تفاوت که پشت آنها در ایران، کاربران فروشگاه می‌نشینند و مشتریان امکان استفاده مستقیم از آن را ندارند. شاید علت‌اش عدم وجود اعتماد و یا عدم آشنایی مردم با دستگاه‌هایی از این دست باشد. ادامه‌ی خواندن

از اسپانیا…

ساندویچ مرغ و بطری آبی که از فرودگاه فرانکفورت در کوله پشتی‌ام مانده را در یخچال خانه می‌گذارم. پرتقال کوچکی را هم که از مایورکا تا بارسلونا و بعد تا مادرید و بعد دوباره تا بارسلونا و بعد تا فرانکفورت و بالاخره تا تهران با خودم حمل کرده ام بر روی میز می‌گذارم تا شاید بالاخره وقت خوردنش فرا رسیده باشد. بسته بیسکویت کوچکی که از مادرید گرفته بودم را نیز در کابینت می‌گذارم. وسیله ها را که از کوله پشتی خارج می‌کنم، تازه چشمم به کیکی می‌افتد که در بارسلونا خریده بودم و در کوله گذاشته بودم. خوشحال آن را از داخل جیب کوله پشتی بیرون می‌آورم. همه اینها من را به فکر فرو می‌برد. سعی می‌کنم روزهای سفرم را دوباره مرور کنم. سعی می‌کنم مرور کنم که بجز این خوردنی‌ها که هر کدام از یک شهر تا اینجا همراه من آمده‌اند، چه چیزهای دیگری از شهرهای مختلف در این سفر با من همراه بوده است؟ نتیجه این بررسی بسیار جالب و تفکر برانگیز است…

.

majiderfanian 5نقاشی‌های یک نقاش آرژانتینی در اسپانیا ادامه‌ی خواندن

عروسی در پالما

“پالما” به نوعی معروف ترین شهر جزیره بسیار بزرگ “مایورکا” محسوب می‌شود که معمولا به آن “پالما د مایورکا” می‌گویند و معنی آن “پالمای مایورکا” است. دیروز در نهمین روز حضورم در مایورکا بالاخره فرصتی دست داد تا گشتی در پالما بزنم و کمی اکتشاف چاشنی این سفر کنم. اتفاق جالبی که در گشت‌زنی دیروز افتاد، حضور در یک کلیسا در زمان برگزاری یک مراسم عروسی بود که در تمام سفرهایم، برای اولین بار شاهد چنین اتفاقی بودم.

این مراسم در داخل کلیسایی با نام Basilica de Sant Francesc در قسمت شرقی بافت تاریخی پالما برگزار شد. این کلیسای گوتیک مربوط به قرن 13 میلادی است و انصافا کلیسای بسیار زیبایی است که برگزاری عروسی در آن حسابی خاطره انگیز است. شما را به دیدن گزارشی تصویری از این عروسی ساده دعوت می‌کنم:

 IMG_4635لحظه ورود من به کلیسا

.IMG_4636نمایی کلی از کلیسا و مراسم ادامه‌ی خواندن

کمی مایورکا!

روند اتفاقات این روزها به نحوی است که نه هنوز شهرگردی مفصلی پیش آمده و نه فرصت مفصلی برای نوشتن. در کلِ این بیش از یک هفته ای که در مایورکا هستم، جمعا هنوز چند ساعت هم دوربین به دست نشده ام! با این حال، این عکس‌ها بخشی از تصاویر ساحلی است که در طول روزهای مختلف وقتی به بهانه های مختلف از کنار ساحل‌های مختلف مایورکا عبور کرده‌ام، با موبایل ثبت کرده ام. شاید این‌ها کمی حس و حال آفتاب و دریای این جزیره را تداعی کند.

image(1)سایه‌بان‌های همه جای جزیره همین شکل است. فقط تعداد و تراکم‌اش متفاوت است

.image(2)ساحل کالا گامبا؛ در یکی از کوچه‌های پشت این خانه‌ها، خانه‌ای است که در آن اقامت دارم ادامه‌ی خواندن

اسپانیا با بیمه مسافرتی!

چهار روز است که به اسپانیا آمده‌ام. دلیل اصلی سفرم حضور در دوره “Tourism Leaders” با موضوع “E-Marketing and Social Media for Tourism and Hospitality” است که ظرف روزهای آتی در دانشگاه “UIB” در “پالما د مایورکا” شروع می شود.

ولی من کمی زودتر آمده ام تا بعد از چند ماه، با “مسیح شریف” دیداری تازه کنیم و گپی بزنیم و کارکنیم و برنامه ریزی کنیم و عکس بگیریم و بنویسیم و بخوانیم و… زمان را دریابیم. بعد از “بارسلونا” و “مادرید” و “سانتیاگو د کامپوستلا”، “مایورکا” چهارمین مقصدی است که در کشور مورد علاقه ام، می‌بینم. حضور در این شهر اما یک تفاوت اساسی با سایر تجربه های اسپانیایی‌ام دارد و آن اینکه اینجا نه در هتل، که در یک خانه اقامت دارم. این باعث می‌شود که تا حدودی بتوان طعم زندگی محلی را در این ساحل زیبا تجربه کرد.

با اینکه دوربین را با خودم آورده ام، اما هنوز فرصت نشده که حتا آن را از کیف اش بیرون بیاورم. “مسیح” واقعا سنگ تمام گذاشته و علیرغم درگیری‌های زیادی که برای دوره دارد، ظرف این روزها برای من امکان تجربه‌های بسیار جالب  متفاوتی را فراهم کرده است که هر کدام داستان و شرحی مفصل دارد. تجربه‌هایی بسیار جذاب برای منی که در گردشگری کار می‌کنم و دیدن و دانستن این تجارب واقعا غنیمت و ارزشمند است.

اما برای نوشتن از مایورکا هنوز کمی زود است. شاید بخاطر اینکه کمتر در شهر گشته‌ایم و بیشتر وقتمان را برای برنامه‌های از قبل چیده شده گذرانده‌ایم، هنوز درک صحیحی از جزیره بسیار بزرگ مایورکا ندارم. احساس می‌کنم باید بیشتر از این جزیره و شهرهای متنوع‌اش ببینم و بدانم تا بتوانم به درستی درباره اش بنویسم.

.

یک تجربه مفید:

بیمارستان اسپانیایی و بیمه مسافرتی سامان

جدا از تجربه‌های جذابی که به لطف برنامه‌ریزی مسیح در این روزها کسب کرده‌ام و ظرف روزهای آتی از آنها خواهم نوشت، امروز تجربه‌ای برایم رقم خورد که علیرغم اینکه علت خوبی نداشت و ما را از برنامه ریزی عقب انداخت، ولی به گمانم به اشتراک گذاشتن آن، ممکن است روزی به کار مسافری بیاید و دعای خیری بدرقه ام کند! ادامه‌ی خواندن