دلم برای آنچه نیستیم می‌سوزد…

یک
در دفتر کار نشسته‌ام. به کارمند آژانس مسافرتی زنگ می‌زنم. از او می‌خواهم قیمت پرواز برای مقصد لندن در روزهای ابتدایی ماه نوامبر را با هواپیمایی ایران ایر، ترکیش ایرلاین و لوفتانزا چک کند. مثل تمامی سفرهای قبلی در ماه‌های مختلف، مطمئن می‌شوم که نرخ ترکیش از سایر ایرلاین‌ها پایین‌تر است. علیرغم اجبار به تعویض هواپیما در استانبول، ترجیح می‌دهم که پرواز ارزان‌تر را انتخاب کنم. هرچند که شاید این انتخاب، بالاترین کیفیت را نیز به همراه داشته باشد.

Iran Air 3

دو
در مسیر رفت به لندن (با توقف در استانبول)، طبق عادت همیشگی مجله داخل پروازی ترکیش (Sky Life) را که در دسترس همه مسافران قرار دارد، ورق می‌زنم. تجربه سفرهای قبلی در خواندن مطلب دیباچه مجله که به قلم مدیرعامل و رییس هیئت مدیره ترکیش آقاي “Temel Kotil, Ph.D” است، من را تشویق می‌کند تا مطلب ماه اکتبر وی را بخوانم. او در نوشته‌هایش عادت دارد با مسافرانش حرف بزند و آنها را مخاطب قرار دهد. هميشه نكته جالبي در حرف‌هايش هست و هميشه خبر تازه‌اي دارد كه من از شنيدنش شگفت زده شوم. حرف‌هايي كه هم از لحاظ محتوا و هم از لحاظ نوع بيان، براي من درس‌هاي آموختني زيادي داشته است. خلاصه محتواي مطلب مديرعامل هواپيمايي تركيش در مجله ماه اكتبر به این شرح بود: ادامه‌ی خواندن

ورشو در تسخیر “شوپن”

هميشه با شنيدن نام ورشو، ياد گشتابو و سالهاي سياهي مي افتادم كه انسان هايي بودند که يك روز زندگي بدون هراس از مرگ آرزويشان بود. نمي دانم چقدر از آن چيزي كه در فيلمهاي هاليووذي نشان مي دهند، حقيقت دارد، اما حتي اگر درصدي از آن حقيقت داشته باشد، بايد اعتراف كرد كه لهستان دوران بينهايت سختي را سپري كرده است. آنچه که در نابع اینترنتی راجع به ورشو گفته شده این است که در حملات آلمان حدود دویست هزار نفر از اهالی لهستان کشته شدند.
راستش، نزديكي و همسايگي لهستان با اوكراين و در مسير بودن آن بين اوكراين و مجارستان، من را به فكر بازديد از لهستان انداخت. وگرنه اينگونه نبود كه احساس كنم با نديدن اين كشور، چيز مهمي را از دست داده باشم. اما خوب! اين لهستان به من درس داد كه ناديده قضاوت نكنم.

مختصری از ورشو

ورشو هم مثل خيلي از شهرهاي اروپايي در دل خود رود دارد. درست مثل كي يف، اكثر قريب باتفاق ديدني هاي ورشو در سمت چپ رود ویسلا (رود تقریبا شمالي-جنوبي است) قرار دارد. بخش تاريخي شهر وسعت قابل توجهي دارد. يك خيابان بلند كه به عنوان “مسير سلطنتي” يا Royal Way شناخته مي شود، از منتهي اليه شمالي بخش تاريخي شهر شروع مي شود و بعد از حدود ٤ كيلومتر به پارك معروفي مي رسد كه جايگاه مهمي در اين شهر دارد.
ورشو يك ويژگي مهم دارد و آن نقش پر رنگ موزيسين بزرگ “شوپن” در اين شهر است. ورشو به شدت بوي وين مي دهد. حتی می توان بوی آلمان را از همین جا حس کرد! البته با اين تفاوت بزرگ كه به اندازه وين، در اینجا عرب پيدا نمي شود!
ورشو با اينكه تا مرز تخريب كامل پيش رفته، اما امروز كاملا سرپا ايستاده و براي خود هويت دارد. خيلي از ساختمانهاي مسير سلطنتي كاملا تخريب شده بودند، اما امروز از نو بر اساس طرح هاي موجود قبلي بازسازي شده اند. وقتي كه در اين خيابان قدم مي زني، تعداد ساختمانهاي واقعا قديمي آن، بسيار محدود است و مي توان آنها را از ساختمانهاي جديدتر تشخيص داد.
در ورشو مي توان سه حس كاملا متفاوت را تجربه كرد: يكي تجربه شهري مدرن با برجهايي بلند و برندهايي معروف! ديگري تجربه شهري تاريخي با آثاري غني و فرهنگي غني كه البته “شوپن” حسابي به غناي آن افزوده است! آخري اما تجربه شهري است كه در بعضي از بخشهاي آن مي توان كمونيسم را لمس كرد. سردي بعضي از ساختمانها و روح حاكم بر فضاي بخشي از شهر، آدم را به فكر فرو مي برد. ادامه‌ی خواندن