ناصرالدین شاه؛ محبوب یا منفور؟

۲۵ تیر امسال، یکصد و هشتاد و ششمین سال تولد ناصرالدین شاه قاجار است. نمی‌دانم چه سِرّی است وقتی یاد سلــــطانِ صاحبقــــرانِ تاریخِ ایران می‌افتم، احساسی مُرکّب از دل‌سوزی همراه با ترحّم و اندکی علاقه در درونم نقش می‌بندد. با اینکه خوب می‌دانم این قبله عالم، چه رفتارهای نادرست و چه تصمیمات نابخردانه‌ای داشته، اما احساس می‌کنم که تاریخ در حق او اجحاف کرده و آنگونه که باید، به بُعد مثبت و کارهای مهم و برجسته‌ او، نپرداخته است. شاید نوع ارتباط او با درباریان و زیردستانش باعث شده که آنها پس از مرگش در وصف او به نیکی‌هایش نپردازند و یا شاید توصیفات منفی که در دوران پس از قاجار درباره‌ او و سایر پادشاهان قاجار بیان شد، باعث شده که نام ناصرالدین شاه بیشتر، ما را یاد یک انسان خوشگذرانِ بی‌کفایت بیاندازد تا یاد یک انسان با روحیاتی لطیف و دستانی هنرمند و خدماتی گاهاً برجسته به کشور! ادامه‌ی خواندن

سفر از زبان رویا نونهالی

رویا نونهالی را بیشتر به عنوان بازیگر می‌شناسیم. اما سفرهای متعددی که به بهانه کار و اکتشاف و تجربه و تفریح انجام داده، از او یک هنرمند-مسافر ساخته است. به بهانه انتشار شماره اول فصلنامه گیلگمش (که من در شورای سیاستگذاری و سردبیری‌اش همکاری می‌کنم) با رویا نونهالی (و همسرش رامین فاروقی) گفت‌وگویی حول موضوع سفر انجام دادیم که سطور زیر متن گفت‌وگوی منتشر شده با نونهالی در گیلگمش است. گفت‌وگوی جذابی از کار درآمده و پیشنهاد می‌کنم خواندنش را از دست ندهید. ادامه‌ی خواندن

سفر؛ سئوال و محبت

توضیح: متنی که در سطور زیر آمده، متن ایمیلی است که از طرف یکی از خوانندگان عزیز این وبلاگ نوشته شده است. در لابلای جملات محبت آمیز این ایمیل، سئوالی نیز درباره “سفر” مطرح شده است. اول قصد داشتم پاسخ این دوست ارجمند را با ایمیل بدهم، اما هم به خاطر صفای جاری در جملات و هم به خاطر سئوال خاصی که مطرح شده، تصمیم گرفتم تا هم سئوال را و هم جواب را همینجا بنویسم. ادامه‌ی خواندن

شعر و سفر ١

مدتي است در حال جمع آوري شعرهاي بزرگان ادبيات ايران با موضوع “سفر” هستم. خواندن بعضي از اين شعرها واقعا حال آدم را خوب مي كند. جدا از آنكه نتايج اين تحقيق را در يك پست مجزا ارائه خواهم كرد، تلاش مي كنم در لابه لاي پست هاي مختلف، هر از گاهي يكي از اين شعرها را به اشتراك بگذارم تا حال و هواي اينجا را بهتر كند. ادامه‌ی خواندن

کفش، وجدان، حسرت!

سال ٨٩ بود كه قصد كردم براي اولين بار به صورت بك پكري به اروپا سفر كنم. اشكان (بروج) و آرش (نورآقايي) به كمكم آمدند. از نكات كلي تا ريزه كاري ها هرچه مي دانستند گفتند. اشكان حتا براي خريد وسايل سفر با من همراه شد. رفتيم جنوب خيابان وليعصر و ٢ تا كوله پشتي (در دو سايز)، دو تا شلوار سفري و يك جفت صندل حرفه اي (مخصوص كوهنوردي و پياده روي) خريديم.
با آن صندل، به همان سفر معروف و پرماجراي اروپا رفتم كه اولين سفر من به اروپا بود. سفر بيش از ٢ هفته طول كشيد و شايد بيش از ٣٠٠ كيلومتر را در ٦ كشور پياده روي كردم. انصافا كفش مناسب و راحتي بود و در هنگام راه رفتن احساس خوبي داشتم.

4298تابستان 89، میدان موزه لوور با همان صندل

.

از آن سفر كه برگشتم، واقعا ديگر از آن صندل انتظار چندانی نداشتم، چراکه بيش از توقع من كار كرده بود؛ هرچند که هنوز همه چيزش سالم به نظر ميرسيد. ادامه‌ی خواندن

جایزه ای برای گردشگری مدرن

اگر همه چیز به خوبی پیش برود، حدود 3 ماه دیگر باید برای حضور در نمایشگاه گردشگری “بازار جهانی سفر” یا همان World Travel Market که به نمایشگاه WTM مشهور شده است، به لندن سفر کنم که این سومین فرصت حضور من در این نمایشگاه و دومین تجربه حضور من به عنوان غرفه دار در آن خواهد بود. وقتی که به عنوان غرفه دار در این نمایشگاه حضور پیدا می کنی، از زمان ثبت نام تا زمان برگزاری بطور مستمر از سوی نمایشگاه، مخاطب ایمیل ها و اطلاع رسانی های مرتبط قرار می گیری. چند روز قبل که ایمیلم را چک می کردم، متوجه دریافت ایمیلی از سوی WTM شدم که در آن فرصتی جالب برای غرفه داران فراهم شده بود که در صورت تمایل در آن مشارکت کنند.

01

ادامه‌ی خواندن