مهمترین مقاصد سفر در اروپا

اگر می‌خواهید به اروپا بروید، اما نمی‌دانید اولویت انتخاب مقصد کجا باشد، این مطلب ممکن است به شما کمک کند. اروپا بیست و اندی کشور دارد که در عین شباهت آنها به هم، تفاوت‌هایی اساسی نیز در بین آنها وجود دارد. بنابراین لازم است شما بدانید که هر مقصدی را به چه علتی انتخاب می‌کنید. در غیر این صورت، در انتهای سفر از انتخاب‌تان راضی نخواهید بود و توقع‌تان برآورده نمی‌شود.

ادامه‌ی خواندن

پیشنهاد سفر به قلب زیبایی‌های اسپانیا

سفر به اسپانیا با اینکه چند سالی است حسابی رونق پیدا کرده، اما اسپانیا برای ما ایرانی‌ها هنوز آنطور که باید، شناخته نشده است. چیزی که ما ایرانی‌ها از اسپانیا می‌شناسیم، بیشتر به بارسلونا، جزایر قناری، ایبیزا و یا نهایتا مالاگا خلاصه می‌شود.

اما حیف است که به اسپانیا برویم و مرکز آندالوسیا یعنی سویا (سویل) یکی از فرهنگی‌ترین مناطق اسپانیا را نبینیم. حیف است که به کوردوبا نرویم و شاهکار معماری مساجد دنیا را در آن نبینیم. حیف است که اسپانیا را ببینیم، بدون آنکه سه شهر سویا و مادرید و بارسلونا را دیده باشیم.

اگر علاقه‌مندید که با هزینه بسیار کم، زیبایی‌های پنهان اسپانیا را در 8 روز ببینید، دست به کار شوید. این یک پیشنهاد است. پیشنهاد سفر به اسپانیا! ادامه‌ی خواندن

فیتور ۲۰۱۶

فیتور زنگ شروع گردشگری در سال جدید میلادی را به صدا درآورد. هر سال تقریبا بلافاصله بعد از پایان تعطیلات سال جدید میلادی، نمایشگاه فیتور به سان زنگ آغاز حرکت جدی گردشگری در سال نو، به صدا درمی‌آید و فعالان حرفه‌ای را از سراسر دنیا دور هم جمع می‌کند. ادامه‌ی خواندن

از اسپانیا…

ساندویچ مرغ و بطری آبی که از فرودگاه فرانکفورت در کوله پشتی‌ام مانده را در یخچال خانه می‌گذارم. پرتقال کوچکی را هم که از مایورکا تا بارسلونا و بعد تا مادرید و بعد دوباره تا بارسلونا و بعد تا فرانکفورت و بالاخره تا تهران با خودم حمل کرده ام بر روی میز می‌گذارم تا شاید بالاخره وقت خوردنش فرا رسیده باشد. بسته بیسکویت کوچکی که از مادرید گرفته بودم را نیز در کابینت می‌گذارم. وسیله ها را که از کوله پشتی خارج می‌کنم، تازه چشمم به کیکی می‌افتد که در بارسلونا خریده بودم و در کوله گذاشته بودم. خوشحال آن را از داخل جیب کوله پشتی بیرون می‌آورم. همه اینها من را به فکر فرو می‌برد. سعی می‌کنم روزهای سفرم را دوباره مرور کنم. سعی می‌کنم مرور کنم که بجز این خوردنی‌ها که هر کدام از یک شهر تا اینجا همراه من آمده‌اند، چه چیزهای دیگری از شهرهای مختلف در این سفر با من همراه بوده است؟ نتیجه این بررسی بسیار جالب و تفکر برانگیز است…

.

majiderfanian 5نقاشی‌های یک نقاش آرژانتینی در اسپانیا ادامه‌ی خواندن

داستان‌های سفر – 1

داستان میلاد و مارتین و فرشته‌ها

عصر روز سه شنبه در مادريد نشسته بودم كه ناگهان يادم آمد بايد به “برونو” در برلين ايميل ميزدم تا نامه اي را براي من آماده و ارسال كند. اين كار را انجام دادم. صبح روز چهارشنبه “برونو” پاسخ داد كه در آمريكا است، اما با دفترش در برلين هماهنگ مي كند كه اين كار را انجام دهند. از من خواست تا خودم متن نامه را آماده كنم تا كار زودتر به نتيجه برسد. بلافاصله با “محسن” در ايران تماس گرفتم و از او خواهش كردم زحمت اين كار را برعهده بگيرد. صميمانه پذيرفت و نامه را از تهران براي من كه در مادريد بودم فرستاد.
نامه را براي “برونو” در آمريكا فرستادم. چند ساعت بعد ايميلي از برونو دريافت كردم كه حكايت رد و بدل شدن چند ايميل بين او و دفترش در برلين داشت. در نهايت برای من نوشته بود كه نامه صبح پنجشنبه ساعت ١٠ در برلين آماده تحويل است.
ساعت حوالي ٨ شب بود. بايد ظرف چند ساعت كسي را در برلين پيدا مي‌كردم كه نامه را حضوري دريافت كند. با توجه به تعطيلي رسمي جمعه اين هفته در آلمان و تعطيلي هفتگي جمعه ها در ايران، ارسال از طريق پست ريسك بالايي داشت. چون نامه بايد روز شنبه در تهران به دستم مي‌رسيد. به اين فكر كردم كه اگر كسي كه نامه را در برلين دريافت مي كند، می‌توانست نامه را به طريقي در روز جمعه (امروز) به فرانكفورت ارسال كند، مي توانستم خودم در حدفاصل پرواز كانكشن بين بارسلونا و تهران كه در فرانكفورت توقف دارد، آن را دريافت كنم.
زمان خيلي كم بود. بايد ظرف يكي دو ساعت كسي را در برلين پيدا مي كردم. با چند نفر از دوستان در شهرهاي مختلف مطرح كردم. مسيح در مادريد كه همراهم بود با چند نفر از دوستانش در آلمان موضوع را طرح كرد و بسيار پيگيري كرد. فرشته (که به دلیل حضور یک دوست دیگر در این ماجرا با همین نام، و به دلیل ورود زودتر او به ماجرا او را بعد از این فرشته اول می‌نامم) هم در تهران خيلي جدي دست به كار شد و با خيلي از دوستانش در جاهاي مختلف ارتباط گرفت. حدود دو سه ساعتي من و مسيح و فرشته اول در مادريد و تهران در حال پيغام فرستادن براي دوستانمان در شهرهاي مختلف آلمان بوديم. تقريبا همه آنهايي كه احتمال مي داديم بتوانند كمك كنند، به دلايل مختلف اعلام كردند كه نمي توانند. فقط مانده بود كه فرشته (دوم) دوست مشترك من و فرشته اول كه در برلين زندگي مي كند و از بدِ شانسِ ما در این روزها را در آمريكا می‌گذراند، جواب دهد. آخرشب بود كه فرشته اول خبر داد كه فرشته دوم را پيدا كرده و او در حال تماس با دوستانش در برلين است. ادامه‌ی خواندن

مادرید، شهر میدانها

مادرید پایتخت کشور مورد علاقه من، شهریست که از تابستان 89 تا به امروز بارها و به دلایل مختلف به اون سفر کردم. هرچند که علاقه قلبی و عمیق من به اسپانیا بخاطر بارسلونا بر کسی پوشیده نیست، اما مادرید هم اونقدر زیبایی داره تا به تنهایی بتونه آدم رو جذب خودش و علاقه مند اسپانیا بکنه.

یادم میاد قبل از اولین سفرم به این شهر، زمانی که داشتم در مورد جاذبه های گردشگری مادرید میخوندم، بیشتر از این که با یک سری بنا و ساختمان مواجه باشم، به اسم چند تا میدون برخوردم و متوجه شدم که میدان ها نقشی اصلی در بافت تاریخی این شهر دارن. البته این موضوع قبل از اینکه آدم به این شهر سفر کنه، کمی سخت قابل درک و فهمه، اما به محض اینکه از دل خیابونهای تاریخی مادرید میگذری و دونه دونه میدونهای زیبا و پر شور مادرید رو میبینی، تازه به یه درک درستی از جایگاه میدونها در این شهر میرسی. ادامه‌ی خواندن