سفرنامه بوداپست

دیدن بوداپست بعد از شهرهای کی‌یف، ورشو، کراکوف و براتیسلاوا یک شانس بزرگ بود. “کی‌یف” با نگاه در چشمانت، دل‌ات را می‌لرزانَد؛ “ورشو” آغاز به نواختن یک موسیقی آرام در درونت می‌کند، “کراکوف” به اوج هیجان ات می‌رساند، “براتیسلاوا” با هنر غلیظش تسخیرت می‌کند و “بوداپست” ناگهان تو را در مقابل معشوق می‌نشاند… ادامه‌ی خواندن

درنگ

چند روز قبل، یکی از دوستانم این عکس را برای من فرستاد تا ببینم:

.

securedownload (1)

از من پرسید حدس بزن که اینها کیستند؟

به خیلی چیزها فکر کردم. به هر چیزی جز گردشگر! غافل از اینکه اینها گردشگر هستند! اگر اطلاعاتی که به من رسید درست باشد، اینها مسافرانی ایتالیایی هستند که در شهر قم این عکس را گرفته اند…

اول قصدم این بود که مطلبی را در نقد این شرایط بنویسم. اما تصمیم گرفتم به جای نقد (که ممکن است منجر به برداشت اشتباه شود) چند عکس دیگر از مکان های مذهبی ادیان مختلف در کشورهای دیگر در کنار این عکس قرار دهم تا رویکرد سایرین با موضوع پوشش در اماکن مذهبی دیده شود و قضاوت با بیننده باشد! ادامه‌ی خواندن

براتیسلاوا؛ هنرمند کوچک!

وقتی از کراکوف به براتیسلاوا رسیدم، حسابی توی ذوق ام خورد. صبح دوشنبه بود و شهر در حوالی ساعت 8، بی روح و ساکت و آرام بود. برعکس خیلی از شهرهای اروپایی، ایستگاه قطار براتیسلاوا با بخش مرکزی شهر فاصله دارد و باید با اتوبوس (خط X13) حدود 10 دقیقه مسیر را طی کرد تا به مرکز شهر رسید. با اتوبوس به مرکز شهر آمدم و در کوچه های تاریخی شهر شروع به قدم زدن کردم. اما واقعا بی رونق بود! نمی دانستم که همین کوچه ها چند ساعت بعد چقدر جذاب می شوند!

Khalvat (1)ابتدای مسیر بخش تاریخی و مرکزی شهر

.Khalvat (2)کوچه های خلوت و آرام ادامه‌ی خواندن

بانویی که فراموشش نخواهم کرد

سفرنامه لگازپی، فیلیپین

صبح روز موعود با بیم و امید آغاز شد. لگازپی یک ویژگی منحصر بفرد دارد که همانا یک آتشفشان بسیار بسیار زیبا و “زنده” است. وقتی به آن نگاه می‌کنیم، به راحتی به زنده بودنش پی می‌بریم. دیدن این صحنه عالی برای یک روز مهم، غنیمتی بزرگ بود!

01آتشفشان مایون (Mayon) و زیبایی منحصر بفردش

.

ماموریت اصلی آغاز شد. راس ساعت 10 در هتل ارینتال (Oriental) لگازپی حاضر شدیم. میز بزرگی با ظرفیت حدودی 70 نفر چیده شده بود و دورتادور میز وزرای گردشگری کشورهای آسیایی و مدیران ارشد UNWTO حاضر بودند. این جلسه بیست و ششمین نشست مشترک UNWTO بین کشورهای شرق آسیا و اقیانوسیه و کشورهای جنوب آسیا بود و ما به نمایندگی از بانک گردشگری در این جلسه حاضر بودیم. درست بر سر میز اصلی، دو صندلی به ما اختصاص داده شده بود. این یعنی آنکه برای نمایندگان بانک گردشگری به عنوان یکی از اعضای وابسته، ارزشی برابر با وزرای گردشگری کشورهای آسیا و اقیانوسیه قایل شده بودند. از لحاظ موقعیت مکانی، جایگاه ما روبروی میز هیئت رئیسه قرار داشت. ادامه‌ی خواندن

زنده است…

روزهای عجیبی را پشت سر گذاشتم. گاهی انگار در 14 سال قبل بودم و گاهی در 10 سال قبل و گاهی در 6 سال قبل! انگار برای 3 روز، اصلا در زمان حال نبودم!

گاهی فکر می کنم باید بجای سفرنامه شعر بنویسم! احساس می کنم یک خط نوشته ی برآمده از احساس، می تواند خیلی بهتر از جملات تکراری شرح یک سفر، حس و حال سفر را منتقل کند. اما خوب! ایرادش هم این است که شعر خیلی شخصی می شود و شاید به مذاق خیلی ها خوشایند نباشد…

“کرمان” این بار مقصد سفر من از روز چهارشنبه تا جمعه بود. سفری خاص و پرشور که خاطرات بسیار زیبایی را برای من زنده کرد و من را به سالهای 1376تا 1383 برد. سالهایی که کرمان بخش مهمی از زندگی من بود و خاطرات عجیب و تکرار نشدنی را در آنجا تجربه کردم.

 final-poster-ok

ادامه‌ی خواندن

نصف جهان در تمام جهان

وقتی که در روز ششم ماه فوریه در هواپیمایی ترکیش (ایرلاین اصلی کشور ترکیه) نشسته بودم، برای چندمین بار شعار جدید این ایرلاین یعنی Widen your World را دیدم که در قالب یک کمپین تبلیغاتی گسترده منتشر شده است.

widen-your-worldشعار جدید هواپیمایی ترکیش ایرلاین

.

زمانی که معنای شعار جدید این ایرلاین و کانسپت پشت آن را مرور میکردم و ویدیوی جذاب و جالب تبلیغاتی جدید آن را با حضور لیونل مسی نگاه می کردم، از ذهنم خیلی چیزها راجع به این ایرلاین گذشت و به نکات مختلفی فکر کردم: ادامه‌ی خواندن

روزهای لندن

صبح که بیدار میشوی، نمیتوانی تصور کنی چه ماجراهایی در انتطارت هست! بیدار می شوی تا کارهایی را که از قبل برنامه ریزی کرده ای، انجام دهی. اما تمام جذابیت داستان زندگی در همین نکته است که هنوز تا صفحه امروز را نخوانده ای و ورق نزده ای، نمی توانی تصور کنی که پشت برگه امروز، چه “ماجرا”یی در انتظار توست.

IMG_0774منظره پنجره اتاق من

.

“ماجرا” برای من مهمترین بخش سفرها و حتی زندگی ام است و سپاس خدای بزرگ را که همواره ماجراهای زیبایی را برایم رقم میزند. بیشتر شیرین و البته گاهی هم تلخ! که البته این تلخی هم درگذر زمان شیرین می شود… شنبه یکی از روزهایی بود که باز هم ماجرایی دربر داشت. ادامه‌ی خواندن

یک روز آرام

پیش بینی هوا میگفت که امروز هم مثل دیروز بارانی خواهد بود. اما نبود! بسیار خوش شانس بودم که امروز هم لندن آفتابی را تجربه کردم. تا حدود ظهر در هتل ماندم. ظهر در یک هوای بسیار عالی از هتل که در محله Paddington قرار داره، راه افتادم به سمت هدفی معلوم و نا معلوم! مقصد یک کافه بود که دارای ویژگی های مورد علاقه ام باشد. مهم نبود کجا؛ مهم این بود که کافه باشد!

IMG_0717نمایی از خیابان مقابل هتل

ادامه‌ی خواندن

12 تجربه برای یک عمر

.

1000 جایی که قبل از مرگ باید دید!

100 شهر دیدنی برتر دنیا

100 بنای تاریخی برتر دنیا

50 اثر شگفت انگیز جهان

عجایب هفتگانه جدید دنیا و…

بدون تردید شما هم تا به حال با عناوین کتاب، مقاله، فیلم و یا نوشته هایی از این دست مواجه شده اید. من خودم شاید بیش از 5 کتاب با همین موضوع در کتابخانه شخصی ام دارم و هر از گاهی به دلایل مختلف به آن رجوع می کنم.

اما اغلب این لیست ها یک یا چند ایراد دارند. مثلا ایراد بعضی از آنها مفصل بودن لیست آنهاست. واقعا چقدر زمان و هزینه نیاز است تا 1000 مکان را قبل از مرگ دید؟ اگر هم بخواهی فقط بعضی از این مکان ها را از میان 1000 مکان انتخاب کنی، ملاک مناسبی برای انتخاب جاذبه های برتر از بین این همه گزینه وجود ندارد. ایراد دیگر این لیست ها این است که غالبا توسط یک شخص یا یک گروه خاص و مبتنی بر سلیقه آنها جمع آوری شده است (اتفاقا در همین زمینه مطلبی نوشته ام که در آن به معرفی 25 جاذبه برتر گردشگری دنیا از نگاه گردشگران جهان کرده ام که به زودی آن را منتشر می کنم). همچنین ایراد ادامه‌ی خواندن

لندن با بوی اردیبهشت!

امروز ششمين روزي است كه رسيدم لندن. بجز روز اول و روز ششم، برنامه هر چهار روز ديگه ام ثابت بود! ساعت ٧ من دوش ميگرفتم، ساعت ٧:٣٠ محسن همسفرم دوش ميگرفت، ساعت ٨ ميرفتيم رستوران هتل يه چيزي ميخورديم و ساعت ٩ هم ميرفتيم نمايشگاه گردشگري “بازار جهاني سفر”. تا ساعت ١٨:٣٠ اونجا ميمونديم، حدود ساعت ٢٠ ميرسيديم هتل، لباس عوض ميكرديم، ميرفتيم بيرون يه شام ميخورديم و حدود ساعت ٢٣ برميگشتيم هتل كاراي اينترنتي رو انجام ميداديم و حوالي ساعت ١ هم ميخوابيديم.

IFورودی نمایشگاه Excel در شرق لندن

.

با مارکوپولو در نمایشگاه WTM 2013

امسال سومين حضور من در اين نمايشگاه بزرگ بود كه البته براي دومين بار بود كه به عنوان غرفه دار توي اون شركت كردم. چند ماهي هست كه در كنار فعاليتهاي مختلف ادامه‌ی خواندن

1 2 3 4