بهترین مقاصد برای کریسمس

فکر می‌کنید کریسمس در کدام شهرهای دنیا جذاب‌تر است؟ اگر شما هم به تجربه یک کریسمس جذاب، خاطره انگیز و متفاوت فکر می‌کنید، نگاهی به این 15 مقصد کریسمسی بیاندازید. ادامه‌ی خواندن

چگونه چمدان ببندیم

سبُک سفر کردن، نعمتی است که خیلی‌ها از آن محرومند. اغلب مسافران (بویژه ایرانیان) ترجیح می‌دهند بجای آنکه یک چمدان کوچکتر بردارند و وقتشان را صرف چیدن صحیح این چمدان کنند، چمدانی بزرگتر برمی‌دارند و وسایلشان را بی‌نظم داخل آن می‌ریزند و با یک فشار اساسی درِ آن را می‌بندند. اما برای چمدان بستن پیشنهاد بهتری هم هست. ادامه‌ی خواندن

شعر و سفر ١

مدتي است در حال جمع آوري شعرهاي بزرگان ادبيات ايران با موضوع “سفر” هستم. خواندن بعضي از اين شعرها واقعا حال آدم را خوب مي كند. جدا از آنكه نتايج اين تحقيق را در يك پست مجزا ارائه خواهم كرد، تلاش مي كنم در لابه لاي پست هاي مختلف، هر از گاهي يكي از اين شعرها را به اشتراك بگذارم تا حال و هواي اينجا را بهتر كند. ادامه‌ی خواندن

تصویر

نمایشگاه عکس تا بارسلونا

به مناسبت امروز پنجم مهر – که روز جهانی جهانگردی (World Tourism Day) است – پنج سال پیش نمایشگاه انفرادی عکسی را در کاخ نیاوران برگزار کردم که در آن تصاویری را از 6 کشور اروپایی شامل یونان، ایتالیا، واتیکان، فرانسه، هلند و اسپانیا به نمایش گذاشتم.

امروز را بهانه خوبی دیدم تا مروری بر عکس‌هایی داشته باشم که در نمایشگاه “تا بارسلونا…” در معرض دید مخاطبان قرار دادم و بهترین عکس‌های من در سال 1389 محسوب می‌شدند. ادامه‌ی خواندن

گفتاورد

و اما اردیبهشت…

farvardin.jpg

“اَشَه وَهیشتَه” از روز سی و دوم سال شروع می‌شود و تا روز شصت و دوم ادامه می‌یابد. بهار اوج هنرنمایی‌اش را برای همین روزها کنار گذاشته و هوا، لطیف‌ترین حالتش را به این روزها بخشیده است.

به نظرم جدا از اینها، ماهی که در آن سعدی و خیام و شکسپیر به دنیا آمده‌اند، ماه خاصی است و نباید از کنار این اتفاق به سادگی گذشت!

سعدی و سفر

روز اول اردیبهشت به نام سعدی است! یعنی شروع بهاری‌ترین ماه سال، به نام مردی است که به دلایل مختلف از خاص‌ترین و منحصر بفردترین شخصیت‌های ادبی و البته گردشگری ایران است.

سعدی دو بار شیراز را به عزم سفر ترک می‌کند و به شهرها و کشورهای دیگر سفر می‌کند و از این بابت، از سفر کرده‌های سرشناس ایران محسوب می‌شود. شاید از سعدی مثل ناصرخسرو، سفرنامه‌ای باقی نمانده باشد، اما بسیاری از حکایات و اشعار گلستان و بوستان، انعکاس ماوقع سفرهای اوست و انگار که سفرنامه‌ای منظوم و سرشار از پند و حکمت است.

طبق نظر کارشناسان، سعدی به شهرها و کشورهایی نظیر بغداد، کوفه، مدینه، مکه، صنعا، دمشق، مصر، همدان، اصفهان، روم، قونیه و… سفر کرده است. سفر اول او حدود 34 تا 35 سال به طول انجامیده و بعد از اقامتی 7 ساله در شیراز، دوباره به سفر می‌رود.

شعر “بسیار سفر باید” سعدی، ورد این روزهای زبان ما است و شاید سعدی را بتوان یکی از مسافرترین شاعران ایران و یا شاید شاعرترین مسافر و سفرنامه نویس ایران دانست (با احترام فراوان به ناصر خسرو بزرگ).

سعدی در حکایت بیست و هشتم از باب سوم گلستانش، ماجرایی را بین یک پدر و پسر بیان می‌کند که در فضیلت قناعت است. قصد ندارم همه این حکایت را (که نسبتا طولانی است) در اینجا نقل کنم. اما دو بخش از این حکایت را نقل می‌کنم. یکی توصیف پسر از مزایای سفر و دیگری توجیه پدر برای آنکه چه افرادی باید سفر کنند: ادامه‌ی خواندن

دلم برای آنچه نیستیم می‌سوزد…

یک
در دفتر کار نشسته‌ام. به کارمند آژانس مسافرتی زنگ می‌زنم. از او می‌خواهم قیمت پرواز برای مقصد لندن در روزهای ابتدایی ماه نوامبر را با هواپیمایی ایران ایر، ترکیش ایرلاین و لوفتانزا چک کند. مثل تمامی سفرهای قبلی در ماه‌های مختلف، مطمئن می‌شوم که نرخ ترکیش از سایر ایرلاین‌ها پایین‌تر است. علیرغم اجبار به تعویض هواپیما در استانبول، ترجیح می‌دهم که پرواز ارزان‌تر را انتخاب کنم. هرچند که شاید این انتخاب، بالاترین کیفیت را نیز به همراه داشته باشد.

Iran Air 3

دو
در مسیر رفت به لندن (با توقف در استانبول)، طبق عادت همیشگی مجله داخل پروازی ترکیش (Sky Life) را که در دسترس همه مسافران قرار دارد، ورق می‌زنم. تجربه سفرهای قبلی در خواندن مطلب دیباچه مجله که به قلم مدیرعامل و رییس هیئت مدیره ترکیش آقاي “Temel Kotil, Ph.D” است، من را تشویق می‌کند تا مطلب ماه اکتبر وی را بخوانم. او در نوشته‌هایش عادت دارد با مسافرانش حرف بزند و آنها را مخاطب قرار دهد. هميشه نكته جالبي در حرف‌هايش هست و هميشه خبر تازه‌اي دارد كه من از شنيدنش شگفت زده شوم. حرف‌هايي كه هم از لحاظ محتوا و هم از لحاظ نوع بيان، براي من درس‌هاي آموختني زيادي داشته است. خلاصه محتواي مطلب مديرعامل هواپيمايي تركيش در مجله ماه اكتبر به این شرح بود: ادامه‌ی خواندن

در بارسلونا

به شهري آمده‌ام كه مي‌دانم سالها قبل در آن زندگي كرده‌ام. روزي روزگاري در اين شهر برو بيايي داشته‌ام. اينجا، مي‌دانم كه بسيار ساخته‌ام، نواخته‌ام و پرداخته‌ام.
هرگاه كه اينجا مي‌آيم، شاعر مي‌شوم، عاشق مي‌شوم، هنرمند مي‌شوم! روح اين شهر نفوذ مي‌كند در بطن سلول‌هاي مرده جسمم و مثل يك شوك بزرگ، دوباره زندگي را در آن‌ها به جريان مي‌اندازد. احساس مي‌كنم كه من به اين شهر سفر نمي‌كنم؛ بلكه تمام روزهايي كه در خارج از اين شهر مي‌گذرانم را در سفر هستم و وقتي كه به اينجا مي‌آيم، گویی در خانه هستم.
و من روزي به اين شهر بازخواهم گشت. اين يك واقعيت انكارناشدني است…
.

گشتی تصویری در بارسلون

IMG_6156خیابان لارامبلا (La Rambla) معروف‌ترین خیابان در تمام اسپانیا

ادامه‌ی خواندن

کمی مایورکا!

روند اتفاقات این روزها به نحوی است که نه هنوز شهرگردی مفصلی پیش آمده و نه فرصت مفصلی برای نوشتن. در کلِ این بیش از یک هفته ای که در مایورکا هستم، جمعا هنوز چند ساعت هم دوربین به دست نشده ام! با این حال، این عکس‌ها بخشی از تصاویر ساحلی است که در طول روزهای مختلف وقتی به بهانه های مختلف از کنار ساحل‌های مختلف مایورکا عبور کرده‌ام، با موبایل ثبت کرده ام. شاید این‌ها کمی حس و حال آفتاب و دریای این جزیره را تداعی کند.

image(1)سایه‌بان‌های همه جای جزیره همین شکل است. فقط تعداد و تراکم‌اش متفاوت است

.image(2)ساحل کالا گامبا؛ در یکی از کوچه‌های پشت این خانه‌ها، خانه‌ای است که در آن اقامت دارم ادامه‌ی خواندن

1 2 3 4