ناصرالدین شاه؛ محبوب یا منفور؟

۲۵ تیر امسال، یکصد و هشتاد و ششمین سال تولد ناصرالدین شاه قاجار است. نمی‌دانم چه سِرّی است وقتی یاد سلــــطانِ صاحبقــــرانِ تاریخِ ایران می‌افتم، احساسی مُرکّب از دل‌سوزی همراه با ترحّم و اندکی علاقه در درونم نقش می‌بندد. با اینکه خوب می‌دانم این قبله عالم، چه رفتارهای نادرست و چه تصمیمات نابخردانه‌ای داشته، اما احساس می‌کنم که تاریخ در حق او اجحاف کرده و آنگونه که باید، به بُعد مثبت و کارهای مهم و برجسته‌ او، نپرداخته است. شاید نوع ارتباط او با درباریان و زیردستانش باعث شده که آنها پس از مرگش در وصف او به نیکی‌هایش نپردازند و یا شاید توصیفات منفی که در دوران پس از قاجار درباره‌ او و سایر پادشاهان قاجار بیان شد، باعث شده که نام ناصرالدین شاه بیشتر، ما را یاد یک انسان خوشگذرانِ بی‌کفایت بیاندازد تا یاد یک انسان با روحیاتی لطیف و دستانی هنرمند و خدماتی گاهاً برجسته به کشور! ادامه‌ی خواندن

افسون هرمز

هرمز و افسون رنگ‌هایش عجیب دل می‌برد. جزیره‌ای که کوه‌هایش، کولاژی از احجام هنری با رنگ‌هایی اغوا کننده است و آرامشش بکر و دست نخورده است. با اینکه استانِ دربردارنده‌اش، نامش را از هرمز گرفته و تنگه استراتژیک جنوب ایران نیز نامش را از این جزیره وام دارد، اما عجیب است که در واقعیت، به دور از هیاهوی بندرعباس و قشم و کیش، کاملا خاموش و آرام، از میهمانانش دلبر می‌برد. ادامه‌ی خواندن

قسم به قشم

گونه‌های یخ کرده‌ام اولین عضوی است که قشم را درک می‌کند. وقتی که از فضای خنک داخل هواپیما، پا را بر روی سکوی بالای پله‌های هواپیما می‌گذارم، بادی گرم صورتم را نوازش می‌کند و از حضور دوباره در قشم، ناخودآگاه لبخندی عمیق بر چهره‎‌ام می‌نشیند. چهل و چند کیلومتر مسیر فرودگاه تا شهر قشم، فرصت خوبی است که به خلیج فارس چشم بدوزم و مرور کنم که این فرصتِ غنیمتِ اکتشافِ سرزمین مورد علاقه‌ام را این بار صرف کدام نقطه کنم. از تنگه اعجاب‌انگیز چاهکوه تا جزیره نقره‌گون هنگام و جزیره سرخ رنگ هرمز و روستاهای جذابی نظیر لافت، طبل، شیب‌دراز، سلخ و پی‌پشت و سوزا، نام‌ها همین طور از مقابل ذهنم می‌گذرند. به هتل می‌رسیم و اتاق را تحویل می‌گیرم. همه ذهنم تردید است. این تردید تا شب با من می‌ماند و هرچه می‌گذرد نام‌های بیشتری به گزینه‌هایم اضافه می‌شود. آنقدر ایده به ذهنم می‌آید که ترجیح می‌دهم فکر کردن را کنار بگذارم و تصمیم‌گیری را به صبح موکول کنم. ادامه‌ی خواندن

تصویر

تهرانگردی؛ مردم

در روزهایی که گذشت، یک آرزوی دیرینه‌ام را محقق کردم. “تهران” را مثل یک شهر جدیدی که هرگز ندیده‌ام، دیدم و در کوچه‌ها و خیابان‌هایش به قصد کشف کردن قدم زدم و تلاش کردم ساکن تهران بودن، تاثیری بر نگاهم نگذارد. تهران را شبیه به یک توریست دیدم و سعی کردم “ایرانی” فکر نکنم و سوژه‌هایی را ببینم که توریست‌ها را سر ذوق می‌آورد و به عکس گرفتن وا می‌دارد. ادامه‌ی خواندن

دلم برای آنچه نیستیم می‌سوزد…

یک
در دفتر کار نشسته‌ام. به کارمند آژانس مسافرتی زنگ می‌زنم. از او می‌خواهم قیمت پرواز برای مقصد لندن در روزهای ابتدایی ماه نوامبر را با هواپیمایی ایران ایر، ترکیش ایرلاین و لوفتانزا چک کند. مثل تمامی سفرهای قبلی در ماه‌های مختلف، مطمئن می‌شوم که نرخ ترکیش از سایر ایرلاین‌ها پایین‌تر است. علیرغم اجبار به تعویض هواپیما در استانبول، ترجیح می‌دهم که پرواز ارزان‌تر را انتخاب کنم. هرچند که شاید این انتخاب، بالاترین کیفیت را نیز به همراه داشته باشد.

Iran Air 3

دو
در مسیر رفت به لندن (با توقف در استانبول)، طبق عادت همیشگی مجله داخل پروازی ترکیش (Sky Life) را که در دسترس همه مسافران قرار دارد، ورق می‌زنم. تجربه سفرهای قبلی در خواندن مطلب دیباچه مجله که به قلم مدیرعامل و رییس هیئت مدیره ترکیش آقاي “Temel Kotil, Ph.D” است، من را تشویق می‌کند تا مطلب ماه اکتبر وی را بخوانم. او در نوشته‌هایش عادت دارد با مسافرانش حرف بزند و آنها را مخاطب قرار دهد. هميشه نكته جالبي در حرف‌هايش هست و هميشه خبر تازه‌اي دارد كه من از شنيدنش شگفت زده شوم. حرف‌هايي كه هم از لحاظ محتوا و هم از لحاظ نوع بيان، براي من درس‌هاي آموختني زيادي داشته است. خلاصه محتواي مطلب مديرعامل هواپيمايي تركيش در مجله ماه اكتبر به این شرح بود: ادامه‌ی خواندن

نوروز خاصه

یک. یادم نیست کجا مطلبی را خواندم راجع به اینکه هر کس در هر سالی که به دنیا بیاید (مثلا سال موش، یا سگ یا اسب…)، در سال های مشابه اش اتفاقات مهمی در انتظارش خواهد بود. این یعنی آنکه 12 سالگی، 24 سالگی، 36 سالگی، 48 سالگی و 60 سالگی سال های مهمی در زندگی همه آدمهاست و اتفاقات مهمی برای آنها می افتد. چرا که تعداد نمادهای سالها 12 تا است و هر نماد، هر 12 سال یک بار تکرار می شود. مثل امسال که سال اسب است.

.

دو. من معتقدم که هر کس یک عدد دارد. عددی که در طول زندگی زیاد با آن مواجه می شود و آن عدد در اتفاقات مهم زندگی اش قابل مشاهده است.

سه. سالها قبل، وقتی نوجوان بودم، کتابی را می خواندم راجع به رسوم ایران باستان که در آن نوشته بود ششم فروردین بزرگترین عید ایرانیان محسوب می شده است. یادم هست نوشته بود اتفاقات مهمی در این روز بوقوع پیوسته است و این روز جایگاه مهمی در بین ایرانیان داشته است. اینها اطلاعاتی است که در ویکی پدیا راجع به این روز وجود دارد: ادامه‌ی خواندن

زنده است…

روزهای عجیبی را پشت سر گذاشتم. گاهی انگار در 14 سال قبل بودم و گاهی در 10 سال قبل و گاهی در 6 سال قبل! انگار برای 3 روز، اصلا در زمان حال نبودم!

گاهی فکر می کنم باید بجای سفرنامه شعر بنویسم! احساس می کنم یک خط نوشته ی برآمده از احساس، می تواند خیلی بهتر از جملات تکراری شرح یک سفر، حس و حال سفر را منتقل کند. اما خوب! ایرادش هم این است که شعر خیلی شخصی می شود و شاید به مذاق خیلی ها خوشایند نباشد…

“کرمان” این بار مقصد سفر من از روز چهارشنبه تا جمعه بود. سفری خاص و پرشور که خاطرات بسیار زیبایی را برای من زنده کرد و من را به سالهای 1376تا 1383 برد. سالهایی که کرمان بخش مهمی از زندگی من بود و خاطرات عجیب و تکرار نشدنی را در آنجا تجربه کردم.

 final-poster-ok

ادامه‌ی خواندن

نصف جهان در تمام جهان

وقتی که در روز ششم ماه فوریه در هواپیمایی ترکیش (ایرلاین اصلی کشور ترکیه) نشسته بودم، برای چندمین بار شعار جدید این ایرلاین یعنی Widen your World را دیدم که در قالب یک کمپین تبلیغاتی گسترده منتشر شده است.

widen-your-worldشعار جدید هواپیمایی ترکیش ایرلاین

.

زمانی که معنای شعار جدید این ایرلاین و کانسپت پشت آن را مرور میکردم و ویدیوی جذاب و جالب تبلیغاتی جدید آن را با حضور لیونل مسی نگاه می کردم، از ذهنم خیلی چیزها راجع به این ایرلاین گذشت و به نکات مختلفی فکر کردم: ادامه‌ی خواندن

نمایشگاه گردشگری ایران

از روز سه شنبه که به تهران بازگشتم، تمام و کمال وقتم صرف نمایشگاه گردشگری و هتلداری ایران و حاشیه های این نمایشگاه شده و واقعا هیچ فرصتی برای نوشتن پیدا نکردم. امروز ناچار شدم بخاطر انبوه کارهای نیمه تمام و عقب مانده، علیرغم میل باطنی ام، قید نمایشگاه را بزنم و در چند جلسه کاری شرکت کنم.

و اما هفتمین نمایشگاه گردشگری و هتلداری ایران هم از روز پنجشنبه آغاز شد و تا فردا (یکشنبه) ساعت 16 ادامه خواهد داشت. به نظرم امسال وضعیت نمایشگاه خیلی بهتر از دو سال قبل هست و انرژی جدیدی که به گردشگری ایران وارد شده را می توان در همین نمایشگاه هم دید.

اگز هنوز فرصت نکرده اید که از این نمایشگاه بازدید کنید، فردا را فرصت دارید. بیش از 200 شرکت و مجموعه کوچک و بزرگ گردشگری داخلی و خارجی، همه و همه در 4 سالن (سالنهای 6 و 7 و 8 و 9) در نمایشگاه بین المللی تهران گرد هم جمع شده اند و محصولات و خدمات خود را ارائه کرده اند.

bannerfa.

تغییر چهره (Face off)!

فقط كافيست چند دقيقه در وب چرخي بزنيد تا متوجه تغییر چهره ایران در فضای بین المللی بشوید:
به سايت ياهو ميرويم، عكسي از خوشحالي تيم ملي فوتبال ايران را پس از صعود به جام جهاني برزيل ميبينيم كه در صفحه اول یاهو منتشر شده و صحبتهايي را از زبان مربي سرشناس تيم ملي، كارلوس كي روش بيان كرده و درباره شانس ايران درباره صعود به 16 تیم برتر جام جهاني صحبت كرده و آن را با “ماموریت غیر ممکن” مقایسه کرده!

Carlos Queirozخبر ایران در سایت یاهو

لینک خبر

.
ایمیلی که از سايت مرجع گردشگري دنيا “تريپ ادوايزر” آمده را باز می کنیم. پیشنهاد سفر به اصفهان را داده! با تعجب بر روی لینک کلیک میکنیم و به داخل سایت ميرويم، ادامه‌ی خواندن