اگر مسافر لندن هستید

راهنمای سفر به لندن

اگر مسافر لندن هستید، شانس دیدن شهری را دارید که انگار نسخه‌ای مینیاتوری از تمام کشورهای دنیا است. بی‌دلیل نیست که لقب پایتخت جهان را به این شهر داده‌اند؛ چرا که اهل هر کشوری که باشید و به هر زبانی که صحبت بکنید، محله یا خیابان و یا منطقه‌ای را در این شهر پیدا می‌کنید که به محله هم‌کشوری‌ها و هم‌زبان‌هایتان معروف است.
لندن، مثل هر شهر دیگر جاذبه‌های فراوان و معروفی برای بازدید دارد، اما تفاوتش با شهرهای دیگر این است که برای درک این شهر، باید در تک‌تک محله‌هایش قدم زد و نمی‌توان دیدن لندن را به بازدید از چند جاذبه محدود کرد؛ که اگر این طور شود، فقط همان جاذبه‌ها دیده شده و موجودیتی به نام «لندن» درک نشده است.
این مطلب تلاش دارد تا به عنوان راهنمای سفر به لندن، اطلاعاتی را در اختیار مسافرین این شهر قرار دهد. پس “اگر مسافر لندن هستید” خواندن این مطلب را از دست ندهید. ادامه‌ی خواندن

پشت زیبایی لندن

اگر لندن در پاییز میزبان شما باشد، می‌بینید که رنگ و بوی پاییز در این شهر متفاوت از شهرهای دیگر اروپا است. انگار که پاییزِ لندن، رنگی‌تر و جذاب‌تر از پاریس، رم، بارسلونا و رقبای گردشگری‌اش است. این اما اتفاقی نیست. ادامه‌ی خواندن

تصویر

هالووین در لندن 2015

Halloween in London 2015

31 اکتبر را در تقویم میلادی به نام هالووین می‌شناسند. بسیاری از مردم در این شب با پوششی عجیب و غریب و اغلب ترسناک، به خیابان‌ها می‌آیند و شهرهای کشورهای بلوک غرب، مملو از چهره‌های ترسناک می‌شود. ادامه‌ی خواندن

روزهای لندن

صبح که بیدار میشوی، نمیتوانی تصور کنی چه ماجراهایی در انتطارت هست! بیدار می شوی تا کارهایی را که از قبل برنامه ریزی کرده ای، انجام دهی. اما تمام جذابیت داستان زندگی در همین نکته است که هنوز تا صفحه امروز را نخوانده ای و ورق نزده ای، نمی توانی تصور کنی که پشت برگه امروز، چه “ماجرا”یی در انتظار توست.

IMG_0774منظره پنجره اتاق من

.

“ماجرا” برای من مهمترین بخش سفرها و حتی زندگی ام است و سپاس خدای بزرگ را که همواره ماجراهای زیبایی را برایم رقم میزند. بیشتر شیرین و البته گاهی هم تلخ! که البته این تلخی هم درگذر زمان شیرین می شود… شنبه یکی از روزهایی بود که باز هم ماجرایی دربر داشت. ادامه‌ی خواندن

یک روز آرام

پیش بینی هوا میگفت که امروز هم مثل دیروز بارانی خواهد بود. اما نبود! بسیار خوش شانس بودم که امروز هم لندن آفتابی را تجربه کردم. تا حدود ظهر در هتل ماندم. ظهر در یک هوای بسیار عالی از هتل که در محله Paddington قرار داره، راه افتادم به سمت هدفی معلوم و نا معلوم! مقصد یک کافه بود که دارای ویژگی های مورد علاقه ام باشد. مهم نبود کجا؛ مهم این بود که کافه باشد!

IMG_0717نمایی از خیابان مقابل هتل

ادامه‌ی خواندن

ملاقات مهم لندني

چند دقيقه اي است كه وارد لندن شده ام. هواي من و لندن مثل هواي حوصله ابري است و باران زيبايي در حال باريدن است.

20140206-162217.jpg

اين بار براي بازديد از نمايشگاهي به لندن آمده ام كه بعيد ميدانم ايرانيها تا به حال در آن حضور يافته باشند و يا حتي از آن مطلع باشند. اگر اشتباه نكنم نمايشگاه Destination Show بايد دومين رويداد مهم گردشگري لندن بعد از WTM باشد و اين نخستين باري است كه خود من هم در آن حضور دارم.
سفر من به لندن و بازديد از اين نمايشگاه، يك نقطه عطف خواهد داشت كه آن قرار ملاقات با مدير ارشد يكي از بزرگترين شركتهاي مسافرتي و تورگرداني انگليس است. اين ديدار در روز شنبه انجام خواهد شد و من احتمالا وقت قابل توجهي از مدت زماني كه تا اين ديدار باقي مانده است را صرف تهيه يك پرزنتيشن از قابليتهاي ايران خواهم كرد تا براي او ارائه دهم.
اميدوارم نتيجه اين ديدار براي من و كشورم رضايت بخش باشد…
هنوز در مسير فرودگاه به هتل هستم. امروز دومين روز از اعتصاب كاركنان مترو لندن است و بالاجبار همه ناچار به استفاده از اتوبوس هستند. سيستم حمل و نقل عمومي حسابي دچار اختلال شده!

لندن با بوی اردیبهشت!

امروز ششمين روزي است كه رسيدم لندن. بجز روز اول و روز ششم، برنامه هر چهار روز ديگه ام ثابت بود! ساعت ٧ من دوش ميگرفتم، ساعت ٧:٣٠ محسن همسفرم دوش ميگرفت، ساعت ٨ ميرفتيم رستوران هتل يه چيزي ميخورديم و ساعت ٩ هم ميرفتيم نمايشگاه گردشگري “بازار جهاني سفر”. تا ساعت ١٨:٣٠ اونجا ميمونديم، حدود ساعت ٢٠ ميرسيديم هتل، لباس عوض ميكرديم، ميرفتيم بيرون يه شام ميخورديم و حدود ساعت ٢٣ برميگشتيم هتل كاراي اينترنتي رو انجام ميداديم و حوالي ساعت ١ هم ميخوابيديم.

IFورودی نمایشگاه Excel در شرق لندن

.

با مارکوپولو در نمایشگاه WTM 2013

امسال سومين حضور من در اين نمايشگاه بزرگ بود كه البته براي دومين بار بود كه به عنوان غرفه دار توي اون شركت كردم. چند ماهي هست كه در كنار فعاليتهاي مختلف ادامه‌ی خواندن

لندن با طعم افغاني!

اين بار كه در پروازي به مقصد انگلستان نشسته بودم، خوشحال بودم كه بالاخره بعد از ٤ تجربه زمستاني و سرد، گرماي انگليس را نيز لمس خواهم كرد! تصوري كه تحققش برايم كمي عجيب و باور نكردني بود كه در خيابانهايي كه همواره از سرما لرزيده ام، از گرما عرق كنم!

IMG_5329

بامداد يكشنبه اول سپتامبر از طريق فرودگاه استنستد وارد انگليس شدم و بيدرنگ به سمت ايستگاه ترن اكسپرس سريع السيري رفتم كه فاصله فرودگاه تا ايستگاه قطار و مترو خيابان ليورپول را (كه در محدوده مركزي شهر لندن وجود دارد) در حدود ٤٥ دقيقه طي ميكند.
هنگامي كه در تاريكي نيمه شب به نورهايي خيره شدم بودم كه از پنجره قطار سوسو ميزد، به اين موضوع فكر ميكردم كه با توجه به برنامه هاي كاري كه در پيش دارم، آيا فرصت ديدار از هيچ جاي جديد يا حتي تكراري را در لندن خواهم داشت يا نه!

.

ادامه‌ی خواندن

انگلیس باور نکردنی!

احساس میکردم روز بزرگی در انتظارمه! چهارشنبه از صبح که بیدار شدم شوق دیدن جایی رو در سر داشتم که سالها انتظار دیدنش رو کشیده بودم و 13 مارچ 2013 علیرغم ظاهر نحس اش به نظر میرسید روز خوبی باشه. صبح تلاش کردیم که زودتر بیدار بشیم و وقت بیشتری رو برای بازدید اختصاص بدیم. راه طولانی در پیش داشتیم. بیشتر از 90 مایل یعنی 150 کیلومتر رو باید طی میکردیم و همین مسیر رو هم باید برمیگشتیم. دو مقصد مهم برای بازدید انتخاب کرده بودیم که من نمیتونستم اشتیاقم رو برای دیدن اونها پنهان کنم!

جاده ای به سمت اکتشاف

ادامه‌ی خواندن

در سرزمین آنگلو ساکسون ها

بعد از بیست ساعت سفر زمینی و ریلی و هوایی و تحمل انتظار طولانی بین پرواز و تاخیر دو ساعته و… در سرمایی باور نکردنی رسیدم به مقصد بعدی که شهری در جنوب انگلیس بود. شهر “ساوتهمپتون” در جنوب غربی لندن جایی بود که قصد داشتم سه شب اونجا بمونم. دوست بسیار خوبم مهرداد حوالی ساعت یک و نیم شب در سرمایی که واقعا سالها بود تجربه نکرده بودم، اومد ایستگاه قطار Southampton Airport و من رو از سرمای عجیب و غریبی که با برف پراکنده همراه بود، نجات داد. به خونه دوست داشتنی شون که رسیدیم، نشستیم به گپ زدن و از ایران گفتن و خلاصه تا به خودمون اومدیم دیدیم ساعت 4 صبح هم گذشته! یک اتاق اختصاصی با تخت و رواندازی بسیار گرم آماده بود تا من رو به عنوان اولین میهمان خونه جدید مهرداد ثبت کنه. کمتر از یک ماهه که مهرداد و مادر دوست داشتنی اش به این خونه منتقل شدن. قبل از خواب یه برنامه کلی برای دو سه روز آینده ریختیم که بدونیم کجاها رو ببینیم و از کجاها بازدید کنیم.

خونه انگلیسی و ماشین مهرداد

ادامه‌ی خواندن