سفر از زبان رویا نونهالی

رویا نونهالی را بیشتر به عنوان بازیگر می‌شناسیم. اما سفرهای متعددی که به بهانه کار و اکتشاف و تجربه و تفریح انجام داده، از او یک هنرمند-مسافر ساخته است. به بهانه انتشار شماره اول فصلنامه گیلگمش (که من در شورای سیاستگذاری و سردبیری‌اش همکاری می‌کنم) با رویا نونهالی (و همسرش رامین فاروقی) گفت‌وگویی حول موضوع سفر انجام دادیم که سطور زیر متن گفت‌وگوی منتشر شده با نونهالی در گیلگمش است. گفت‌وگوی جذابی از کار درآمده و پیشنهاد می‌کنم خواندنش را از دست ندهید. ادامه‌ی خواندن

حاشیه

اختتامیه‌ای برای کارلووی‌واری

Closing Ceremony of Karlovy Vary Film Festival

فستیوال فیلم کارلووی‌واری تمام شد و این فرصت فراهم شد که در تمام مراحل مختلف اختتامیه آن حضور داشته باشم. درست به 10 روز قبل اگر بازگردم، حتا اطلاع نداشتم که تاریخ این جشنواره چه زمانی هست! اما امروز نه تنها از تاریخ آن مطلع هستم، بلکه بسیاری از فیلم‌های جشنواره را دیده‌ام و به عنوان یکی از 20 عکاس حاضر در اختتامیه، بر روی فرش قرمز آن و در مراسم اصلی اهدای جوایز عکاسی کرده‌ام. ادامه‌ی خواندن

حاشیه

در کارلووی‌واری، در چک

فستیوال فیلم کارلووی‌واری

فستیوال فیلم کارلووی‌واری به هشتمین روز و تجربه حضور در این فستیوال برای من به چهارمین روز رسیده است. به لطف دوست خبرنگارم، برای بعضی از فیلم‌ها به روی فرش قرمز رفته‌ام و از بازیگران و عوامل فیلم‌ها عکس گرفته‌ام. چندین فیلم را در این چند روز دیده‌ام و تجربه گرانبهایی را به دست آورده‌ام. به گمانم حضورم در این فستیوال یک نشانه بود برای اینکه با رویکردی جدی‌تر موضوع فیلم و فیلمسازی را پیگیری کنم. ادامه‌ی خواندن

حاشیه

جشنواره فیلم کارلووی‌واری

سفرنامه کارلووی‌واری در جمهوری چک

امروز که از کارلووی‌واری و از محل جشنواره فیلم این شهر می‌نویسم، حدود سه روز است که در سفر هستم و این چهارمین شهری است که در این سه روز تجربه کرده‌ام. حدود 6 ساعت در فرانکفورت، حدود 23 ساعت در دوسلدورف، حدود 11 ساعت در نورنبرگ و اکنون حدود 26 ساعت است که در کارلووی‌واری هستم. ساعت‌های زیادی را هم در اتوبوس و قطار و هواپیما و ماشین سواری در حدفاصل این شهرها بوده‌ام. ادامه‌ی خواندن

تهران یکی از 10 شهر برتر دنیا!

قصد داشتم در یک نوشته به فیلم های معروفی بپردازم که در کنار موضوع اصلی فیلم، به معرفی یک شهر نیز پرداخته شده است. موضوعی که آن را در زیر مجموعه «Film Branding» می دانند و یا با عنوان «Movie Tourism» از آن یاد می کنند. اما در حین جستجوی فیلم های مربوط به این موضوع، به مطلبی از سایت گاردین برخوردم که 4 روز قبل منتشر شده و در آن به معرفی 10 فیلم برتر با موضوع «شهرها در فیلم» پرداخته است. در این لیست نویسنده مطلب به فیلم هایی پرداخته است که از دید او، کارگردان فیلم با ظرافتی خاص تصویری متفاوت از شهر را روایت می کند و در این راستا از بازیگران فیلم به عنوان ابزاری موثر استفاده می کند.

اما نکته جالب اینجاست که «تهران» نیز یکی از شهرهایی است که در 10 فیلم برتر (از نگاه گاردین) به آنها پرداخته شده است. به عقیده پیتر برادشاو (Peter Bradshaw) نگارنده این مطلب، فیلم «چهارشنبه سوری» راوی نگاهی ظریف به شهر «تهران» است که در آن تصویری متفاوت از تهران توسط «اصغر فرهادی» روایت شده است.

0.599519001317560099_jazzaab_ir.

او در توضیح خود درباره این فیلم گفته است (ترجمه مضمون): «… تهران برای رسانه های غربی مکانی نا آشنا و بیگانه است. غالبا آن چیزی که از تهران دیده می شود، تصاویری از بحران ها و یا تشییع جنازه آیت الله ها است. اما سازنده فیلم اصغر فرهادی به سینمارو ها نشان می دهد که تهران بیشتر به شهرهای اروپایی شباهت دارد تا آن چیزی که در اخبار گفته می شود که زندگی مردم تحت تاثیر استرس جریانات سیاسی می گذرد. چهارشنبه سوری یک درام جذاب حول محور جشن سال نو است که در آن تمام خیابان های شهر سراسر آتش بازی است. این شهرِ طبقه متوسط، کندویی است با وِزوِزی ممتد از دروغ ها و رازهای پنهان…»

قبل از آنکه لیست 10 فیلم برتر را ارائه کنم، به نوبه خودم از اصغر فرهادی قدردانی می کنم که برای ترسیم تصویری بهتر از تهران و ایران تلاش می کند. گاهی یقین پیدا می کنم که رونق گردشگری ما یک شوخی است با “یک تلخی بی پایان”… ادامه‌ی خواندن

پا در هوا!

از حدود 2 سال قبل که فیلم UP in the Air رو دیدم، احساس همذات پنداری شدیدی با شخصیت اول این فیلم داشتم و همیشه فکر میکردم که انگار یه جورایی این فیلم داستان زندگی منو روایت می کنه. شاید خیلی از دوستای دور و نزدیک من، توصیه من به دیدن این فیلم رو شنیده باشن و اینکه من تاکید کردم که این فیلم، انگار زندگی منه. جالب هم اینه که هر کدوم از دوستام که بعد از توصیه من رفتن و این فیلم رو دیدن، اذعان کردن که درسته! همشون بِلا استثنا گفتن که شباهتهای زیادی بین من و رایان (نقش مرد اول این فیلم) وجود داره. 01 ادامه‌ی خواندن

یک کارگردان مستعد در راه است!

فکر نمی کنم کسی از میون علاقه مندان فیلم باشه که «کریستوفر نولان» رو با شاهکارهایی مثل Inception یا Memento یا Prestige و یا چندگانه های Bat Man نشناسه. کارگردانی که حداقل یک قدم جلوتر از بسیاری از کارگردان های مشهور هالیوود، داره استعدادش رو به رخ میکشه و با هر فیلمی که میسازه، به تعداد علاقه مندای خودش اضافه میکنه.

یکی از بهترین و جذاب ترین علاقه مندی های من زمانی است که یک فیلم جدید از این کارگردان خلاق به دستم میرسه و فرصتی تازه پیدا میکنم برای دیدن یک اثر متفاوت دیگه از اون. بعد از تموم شدن تماشای فیلم هم این غصه رو دارم که باید چند ماه صبر کنم تا فیلم بعدی این کارگردان به بازار بیاد و اکران بشه. این به این معناست که در حد فاصل آخرین فیلم نولان تا زمان رسیدن فیلم بعدی اش، خیلی توقع دیدن یک فیلم با مشخصاتی که نولان معمولا میسازه (که بسیار مورد علاقه من هست) رو ندارم و سعی میکنم یا فیلمهای کارگردانانی مثل وودی آلن، مارتین اسکورسیزی، دیوید فینچر و یا تک فیلمهایی از بقیه کارگردانها که خوب از آب درمیاد، روزگار بگذرونم. اما برای اینکه از سبک فیلمهای مورد علاقه ام هم دور نمونم، هر از گاهی یک جستجوی اجمالی در مرجع اینترنتی فیلم (imdb.com) میکنم و فیلمهایی که در ژانر علمی- تخیلی(Science fiction) و یا ژانر راز و رمزدار (Mystery) ساخته میشه رو پیدا میکنم و تلاش میکنم که اونها رو پیدا کنم و بخرم و ببینم. اما بسیاری از اوقات دیدنشون به هیچ وجه رضایت رو جلب نمیکنه. چون با کارای نولان تفاوت کیفی زیادی دارن و این مشکل بزرگیه!

اما امروز که یه فیلم جدید از ژانر مورد علاقه ام دیدم، به نظرم اومد که انگار یک استعداد دیگه هم در راهه. اگر شما هم فیلم «کد منبع» (Source Code) رو ببینید، با من هم عقیده میشید که میشه یه حساب جدی روی «دانکن جونز» کارگردان جوان بریتانیایی باز کرد. یک جستجوی ساده در اینترنت مشخص میکنه که دانکن در حال طی کردن مسیری است که به زودی اسمش رو زیاد خواهیم شنید و فیلمهای خوبی رو ازش خواهیم دید. خوشبختانه دانکن در حال طی کردن مراحل پیش تولید فیلم سومش (بعد از فیلمهای ماه و کد منبع) هست که اتفاقا اون هم یک فیلم علمی- تخیلی است.

به هرحال اگر علاقه مند به این سبک از فیلم هستید، هم دیدن این فیلم رو از دست ندید و هم مد نظر داشته باشید که یک استعداد خوب کارگردانی در حال ظهوره.

خلاصه داستان فیلم کد منبع که در شماره 433 ماهنامه فیلم درج شده، از این قراره:

کالتر استیونس، سرباز مامور به افغانستان که در طی یک عملیات، به کما فرو رفته است، با تکنولوژی پیشرفته ای به نام کد منبع، ذهنش به کالبد مجازی مردی به نام شان فنترس که از مسافران کشته شده یک قطار مورد انفجار تروریستی است، انتقال داده می شود تا با کشف بمب و شناسایی فرد تروریست، مانع از ادامه عملیات خرابکارانه در شهر شیکاگو بشود. کالتر که در هر نوبت حضور در قطار تنها 8 دقیقه فرصت دارد ماموریتش را انجام دهد، بارها بین واقعیت و مجاز در رفت و برگشت است، تا این که سرانجام موفق می شود ماموریتش را به انجام رساند، اما از کالین گودوین، افسری که تا به حال مراحل عملیات او را کنترل می کرده، درخواست می کند برای آخرین بار او را به قطار بفرستد تا بتواند جان مسافران را نجات دهد و سپس با قطع جریان برق، حیات نباتی او را خاتمه بخشد. گودوین برخلاف دستور مافوق، به توصیه کالتر عمل می کند. کالتر در این فرایند، وارد یک جهان موازی می شود و همراه با دختری که در این مدت به او علاقه مند شده، زندگی جدیدی را در شیکاگو شروع می کند؛ در حالی که در جهان قبلی مرده است. او از همین جهان موازی یک پیامک به گودوین می زند که در جهان واقعی به دستش می رسد؛ در حالی که موقعیت زمانی آن هنوز قبل از صبح روز ماموریت او است و برای همین همچنان کالتر در جهان واقعی نیز زنده باقی می ماند.