شعر و سفر ۶

سعدی فقط در غزلیاتش به مضمون سفر نپرداخته است؛ هر بخشی از دیوان او را که می‌گشاییم، روح سفر را می‌توان در اشعارش دید. در پنج مطلب قبلی که با عنوان «شعر و سفر» منتشر کرده‌ام، پنج غزل از این شاعر دوست داشتنیِ تکرار نشدنی را مرور کردم. این بار اما به سراغ بخش «ملحقات و مفردات» دیوان او رفته‌ام که شعر بی‌نظیری از اشعار دربردارنده مضمون سفر او را پیش‌کش کنم. شعری که سفر اجباری (بدون اختیار) سعدی از دیار حبیب را به قیامت تشبیه می‌کند… ادامه‌ی خواندن

شعر و سفر ۴

«آفتاب تموز» انگار اقامتش را در اَمُرداد هم تمدید کرده است و همچنان خودنمایی می‌کند. با آنکه چند روزی است «چله بزرگ» تمام شده و به نیمه‌های «چله خُرد» رسیده‌ایم، آفتاب اما همچنان تموز وار می‌تابد! اسم تموز که می‌آید، ناخودآگاه سعدی و مصرع معروفش به لایه اول ذهن می‌آید که «عمر برف است و آفتاب تموز…»! چه می‌شود کرد؛ سعدی است و هر بار به بهانه‌ای ما را با خودش همراه می‌کند. گاهی به بهانه اردیبهشت و بهار، گاهی به بهانه تموز و تابستان و البته همواره به بهانه شعر و سفر… ادامه‌ی خواندن

شعر و سفر ۳

حیف است که اردیبهشت تمام شود و از شعر و سفر حرفی به میان نیاید. به تقویم که نگاه می‌کنی، اردیبهشت کاملا بوی شعر و شاعری می‌دهد. تقویم اردیبهشت پر از اسامی شاعران مختلفی است که نام‌هایشان زینت بخش روزهای این ماه شده است. از اول اردیبهشت گرفته که روز بزرگداشت سعدی است تا سوم اردیبهشت روز بزرگداشت شیخ بهایی و بیست و پنجم اردیبهشت روز بزرگداشت حکیم ابوالقاسم فردوسی و بیست و هشتم اردیبهشت که روز بزرگداشت حکیم عمر خیام است. ادامه‌ی خواندن

شعر و سفر ۲

کمی قبلتر، نوشتم که قصد دارم پرونده ای برای شعرهای سفر محور درست کنم. بنا شد هر از گاهی یکی از شعرهای شعرای بزرگ را که در آن به سفر اشاره شده است، به اشتراک بگذارم. قصدم این است در فاز اول شعرهای سفر محور سعدی را مرور کنم. این دومین شعر از این سری است.

ادامه‌ی خواندن

شعر و سفر ١

مدتي است در حال جمع آوري شعرهاي بزرگان ادبيات ايران با موضوع “سفر” هستم. خواندن بعضي از اين شعرها واقعا حال آدم را خوب مي كند. جدا از آنكه نتايج اين تحقيق را در يك پست مجزا ارائه خواهم كرد، تلاش مي كنم در لابه لاي پست هاي مختلف، هر از گاهي يكي از اين شعرها را به اشتراك بگذارم تا حال و هواي اينجا را بهتر كند. ادامه‌ی خواندن