سفر و سی‌ونُه سال و سه آرزو!

شايد جايى بر فراز كوه المپ در آسمان يونان هستم كه سفر جدیدم با زمین به دور خورشيد را آغاز مى‌كنم؛ در حالی‌که حدود سى و نُه هزار پا با همسفرم «زمين» فاصله دارم! بعید نیست که چند هزاره قبل، زئوس همين حوالى آتنا را از سر زائيده باشد يا با لِتو همبستر شده باشد تا آپولو و ديانا به وجود بيايند¹.
هرچند كه صدها هزار دقيقه تا چهل ساله شدنم زمان باقى است، اما مثل هر سفرى كه با اولين گام ها شروع مى شود، واقعيت اين است كه چهل سالگى من نيز شروع شده و تنها سيصد و شصت و پنج روز تا چهل ساله شدن فاصله دارم.
شروع سال جديد زندگى در سفر، آن هم در آسمان و در خلاف گردش زمين به دور خود، مثل يك شوخى با كائنات است كه انگار زمان را به سُخره گرفته است و ٢٤ ساعت شبانه روزش را با حركت بر خلاف مسير زمان، به كمتر از ٢٢ ساعت كاهش داده است.
اينكه سى و نهمين تكرار لحظه تولدم را در آسمان و در واقع در سفر مى گذرانم، من را یاد چند آرزوی سفری‌ام انداخته که همواره رویاهایشان را در ذهن دارم و آرزو می‌کنم شاید یک روز محقق شوند.

نمایی خیالی از فراز کوه المپ در یونان باستان

۱. سفر به زمان

پیش‌تر هم گفته‌ام که معتقدم روزی فرا می‌رسد که سفر به زمان ممکن می‌شود. شاید این آرزو در طول سال‌ها و دهه‌های پیش‌رو و به این زودی‌ها محقق نشود؛ اما احتمالا بشر می‌تواند با شکستن حصار زمان، به هر زمانی که بخواهد، در گذشته سفر کند. اگر این قضیه در دوران زندگی من محقق شود، آن‌وقت من آرزوی سفر به این زمان‌ها را دارم:

سفر به دربار کوروش:

– این یک آرزوی عمیق در دل من است که بتوانم در بارعام کوروش باشم و شاهد ورود هدایایی باشم که وارد دربار کوروش می‌شود.

سفر به ناصره:

– بسیار علاقه دارم که در زمان بشارت سه مغ به مریم مقدس، در ناصره می‌بودم و نوزادی مسیح و معجزاتش را شاهد باشم.

سفر به هند با سعدی:

– دوست دارم چند روز با سعدی همسفر باشم و از نزدیک، این مرد بزرگ را ببینم. شاید همسفری در هند با او را به جاهای دیگر ترجیح دهم.

سفر به فلورانسِ رنسانس:

– زندگی در فلورانس در دوره‌ای که لئوناردو داوینچی و میکل‌آنژ و رافائل می‌زیسته‌اند، یکی از رویاهایی است که همواره در سر دارم.

سفر به فرنگ با ناصرالدین شاه:

– همواره دوست داشته‌ام تا ناصرالدین شاه را ببینم. یکی از بهترین جاهایی که به دیدن او علاقه دارم، در یکی از سه سفرش به اروپا است. مثلا بسیار علاقه دارم تا یکی از همراهان او در سفر سومش به اروپا باشم که از لندن بازدید می‌کند و بعد هم نمایشگاه جهانی پاریس را مورد بازدید ملوکانه‌اش قرار می‌دهد².

سفر به بارسلونای گائودی:

– زندگی در اوایل قرن بیستم در بارسلونا یک آرزوی کاملا جدی من است. چقدر دوست دارم که همسایه آنتونو گائودی باشم و هر روز صبح به او صبح بخیر بگویم و از نزدیک شاهد ساخت آثارش باشم (شاید گزاف نباشد اگر بگویم که قبلا این آرزویم محقق شده است!).

سفر ناصرالدین شاه به پاریستصویری از بازدید ناصرالدین شاه از نمایشگاه پاریس

۲. سفر به اعماق کهکشان‌ها

هر وقت که در جاهای تاریک مثل قلب کویر به آسمان خیره می‌شوم، حسی عمیق در دلم می‌جوشد که ای کاش بتوانم زمانی در این عظمت بی‌انتها رها باشم. کسی چه می‌داند؛ شاید این آرزو را روزی در همین زندگی‌ام با سفر با یک سفینه به اعماق فضا، محقق کردم³.

سفر به کهکشانتصویری از کهکشان راه شیری

۳. سفر به اعماق اقیانوس‌ها

تا جایی که اکنون علم پیشرفت کرده است، نمی‌توان به اعماق (کف) اقیانوس سفر کرد. چرا که هیچ کس نمی‌تواند فشار کیلومترها آب را تحمل کند و پای بر روی کف اقیانوس بگذارد. احساس می‌کنم آرامشی که راه رفتن در کف اقیانوس به ارمغان می‌آورد، یکی از خاص‌ترین لحظه‌های تاریخ باشد که امیدورام آن را تجربه کنم.

تصویری از اعماق دریا

پی‌نوشت:

¹ فراز کوه المپ، نقطه‌ای در یونان است که طبق داستان‌های هومر محل زندگی خدایان اساطیری یونان باستان بوده است و زئوس، آتنا، لتو، آپولو و دیانا از خدایان اساطیری یونان می‌باشند. این مطلب را در طول پرواز نوشتم و لحظه تولدم را دقیقا در آسمان یونان بودم.

² علت وجود عکس ناصرالدین شاه در بالای برج ایفل، بخاطر بازدید او از نمایشگاه جهانی پاریس در سال 1889 میلادی است که برج ایفل در واقع دروازه ورودی همین نمایشگاه بود.

³ در طول پرواز فیلم Passengers را دیدم که در یادآوری این آرزوهایم به ویژه آرزوی دوم، بسیار تاثیرگذار بود؛ چرا که تمام داستان فیلم در فضا می‌گذرد.

18 دیدگاه در “سفر و سی‌ونُه سال و سه آرزو!

  1. Zahra می‌گوید:

    چهره‌ی کاریزماتیک
    فَرَهْمَندی یا کاریزما (به یونانی: χάρισμα یا «خاریسما») در لغت به معنی جذابیت غیرعادی و دارا بودن صفت‌های ویژه و ممتاز و منحصربه‌فردی است که مورد پسند و ستایش تعداد زیادی از دیگر انسان‌هاست. جاذبه‌ای انفرادی (فردی) که اثری اجتماعی (جمعی) دارد.
    کاریزما برگرفته از خاریسمای یونانی به معنای جاذبه ذاتی است که خود از خاریتاس به معنای متانت، جذابیت، برکت، و موهبت می‌آمد. خاریسما در دوره باستان و پیش از سده بیستم کاربرد محدودی داشت و در دو معنا بکار می‌رفت: در معنای اول به جاذبه‌های ظاهری یک نفر اطلاق می‌شد که خصلتی دنیوی داشت، و در معنای دوم از فرهمندی الوهی یا برخورداری از موهبتی آسمانی حکایت می‌کرد و امری اساطیری یا الاهیاتی بود. این کاربرد در فرهنگ و زبان ایرانی و فارسی نزدیک به فر ایزدی یا شکوه آسمانی است.
    با سلام وتبریک؛ هرچند تاریخ گذشته!!
    تعبیری که اولین بار با دیدن عکس‌تون شکل گرفت و به مرور با خواندن سفرنامه‌هایی که به اشتراک گذاشتین، با نوع بیان‌ش و … تقویت شد، با “سی‌ونه سالگی و سه آرزو” به باور رسید. نگاه شما، لبخند شما در عکس‌ها که جز لاینفک ویژگی شماست..
    سیر آرزوهاتون جالبِ و در مسیر تعالی شخصیت کاریزماتیک شماست..یه سیر اساطیری_ تاریخی در جهت هم..منظورم سیر و ترتیب بیان آرزوهاست..
    داشتم فکر میکردم شما و همه اونهایی که کارشون سیر در زمینِ..چه شخصیت منحصر به فردی دارن، روحیه عالی و قوی؛ که جز این در جایی دیگر و شغلی دیگر نمی‌توانستند باشند. این حس در نوشته‌های خانم مطهر هم هست..
    خوشحالم که به طریقی با شما و دوستان اهل سفر آشنا شدم..هروقت که حس کنم، روزم روز نبوده بی‌مطالعه گذشته، دردسترس‌ترین مطلب خواندنی، صفحه وبلاگ شماست.

    با وجود آرزوهای قشنگی که دارید، امیدوارم تندرست و شاد باشید…

    ارادتمند شما

    • Majid Erfanian می‌گوید:

      سلام
      خیلی ممنونم از توضیحات مفیدی که نوشتین و به اشتراک گذاشتین. برای من هم جالب بود. البته توصیفات شما از من قطعا اغراق شده است و یک تصویر کلی هست که بدون توجه به جزئیات ترسیم شده. وجود من و بسیاری از عزیزانی که در سفر زمانشون رو میگذرونن، هم مثل همه انسانها نقص هایی داره. اما بسیار ممنونم از لطفی که دارید و انرژی مثبتی که منتقل می کنید.
      امیدوارم خوندن این نوشته ها تاثیر مثبتی داشته باشه و منجر به اتفاقات خوبی در ذهن شما بشه.
      ارادتمند

      • zahra می‌گوید:

        با سلام، خواهش میکنم…
        هرجا لازم باشه رک هستم ولی به جز نوشتن مطاب تخیلی ، اغراق رو به کار نمی برم! حالام
        بحث اغراق نیست؛ چون نفعی نداره بیان این موضوع، هرچند برای نفع بردن هم روراستی رو ترجیح میدم…
        برای توصیف کلی شخصیت یک نفر، اونچه به ذهنم رسید و اون لحظه اون حسی که بهم منتقل میشه رو بیان میکنم، قطعا همه ی ما نقایصی داریم.. و به جنبه ی مثبت بودن اهمیت میدم…( این همون قضیه ست که هیچ کس ذاتا بد نیست، نیمه ی پر لیوان و ..). به همین سادگی
        پایدار باشید

  2. سلام مجید جان.
    اول اینکه برای تبریک تولدت که خیلی دیر شده ولی امیدوارم آخرین سال از دهه سی زندگیت پربار و موفقیت آمیز باشه.
    آرزوهات هم مثل خودت خاص و عجیب غریبن ولی سفر در زمان رو خوب میفهمم.
    ماجرای عکس ناصرالدین شاه بالای ایفل چیه؟ من عکسی ندیدم.
    و در آخر ببخش که اینقدر دیر به وبلاگت سر زدم. هر جا هستی در پناه خدا سالم و شاد و موفق باشی.

    • Majid Erfanian می‌گوید:

      سلام فرشته جان
      ممنون بابت تبریکت. تبریک برای تولد تو هم دیر شده ولی با تاخیر تبریک میگم بهت و برات بهترینها رو آرزو می کنم.
      آرزوئه دیگه، میگن بر جوانا عیب نیست. تا جوونیم بذار از این آرزوها داشته باشیم. خوبه که سفر به زمان رو هستی.
      بالای بالای ایفل که میری، همونجایی که جهت شهرهای مختلف رو مشخص کرده، عکس بزرگانی که از اونجا بازدید کردن هم هست؛ از جمله ناصرالدین شاه که از نمایشگاه جهانی پاریس در 1889 بازدید کرده.
      قربونت، هر وقت سر میزنی لطف می کنی، فاصله زمانی اش مهم نیست.

  3. گیتی می‌گوید:

    زیبا و رویایی بود و غیرقابل انجام ولی هینکه با تمام وجود احساسش می کنید به شما حس خوب زندگی می دهد . موفق باشید

  4. سلام
    خیلی زیبا و عمیق و زنده بود نوشته ها و قابل تصور

    (یاد روزنامه های متحرک فیلم هری پاتر افتادم)

    سن شناسنامه مهم نیست سن بیولوژی مهم است که ماشالا بیشتر از 30 نیست

    موفق و شاد و سلامت باشید و همیشه در اوج و در سفر 🙂

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *